نوآوری باز در مدارس

با نام ویادش

مقدمه:

در دنیای امروز که تنها ویژگی نامتغیر آن تغییر است، مدیریت نوآوری برای همه سازمان­ها (صرفه نظر از اندازه و حیطه­ای که در آن فعالیت می­کنند)، کلیدی است. این قرن بهترین و بدترین زمان برای نوآوری است. در این میان نوآوری باز در مدارس توسط صاحب نظران مورد توجه است. بهتر است قبل از ورود به مبحث نوآوری باز در مدارس تعریفی از نوآوری باز و بسته داشته باشیم.

            در نوآوری بسته موفقیت در گروی اعمال کنترل می باشد. بر پایه این دیدگاه سازمان ها باید ایده ها را خود بیافرینند، سپس خودشان آن را توسعه دهند، بسازند، به بازار ببرند، توزیع کنند و خدمات پس از فروش را ارایه دهند. این پارادایم از سازمان­ها می­خواهد که به شدت خودکفا باشند، مصداق ضرب المثل "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من". منطق اصلی نوآوری بسته تمرکز دورنی است. نوآوری بسته یک چرخه باطل را ایجاد می­کند که طی آن محصولات جدید باعث سود می شود و این سود صرف پژوهش و تولید محصولات جدید می گردد و به همین شکل ادامه می یابد.

اما در پاردایم نوآوری باز، سازمان­ها می­توانند و باید از ایده­های بیرونی علاوه بر ایده­های درونی، استفاده کنند. آنها این ایده­ها را از مسیرهای درونی و بیرونی به بازار می رسانند و از آنها در مسیر پیشبرد فنآوری های خود استفاده می­کنند. نوآوری باز ایده های درونی و بیرونی را در هم می آمیزد تا سامانه ای بنا شود که الزامات آن را یک مدل کسب و کار تعریف می کند.

فرآیند نوآوری باز نه تنها از تایید اشتباه (هم از منابع درونی و هم منابع بیرونی) بلکه از رد اشتباه هم پیشگیری می­کند. منظور از رد اشتباه مخالفت با انجام پروژه­هایی است که در ابتدا بی­ارزش می­نمایند، ولی در آینده مشخص می­شود که بسیار هم با ارزش بوده­اند. پایه­های نوآوری باز بر فراوانی دانش استوار شده است. دانش حاصل از پژوهش­های شرکت­ها را حتما نباید خود آن شرکت­ها تجاری کنند. از سوی دیگر، محصولات و خدمات شرکت­ها نیز نباید همواره، برآمده از دانش درونی آنها باشد.

اصول نوآوری بسته

اصول نوآوری باز

باهوش­ترین­ها برای ما کار می­کنند

تمام انسان­های باهوش برای ما کار نمی­کنند. ما چاره­ای نداریم جز اینکه با افراد باهوش درون و بیرون شرکت همکاری کنیم.

برای سودآوری پژوهش و توسعه، ناگزیر باید خودمان کار اکتشاف، توسعه و ارسال برای مشتری را بر عهده بگیریم.

پژوهش و توسعه برون سازمانی می­تواند بسیار ارزش آفرین باشد. پژوهش و توسعه سازمانی باید بخشی از آن ارزش را تصاحب کند.

اگر چیزی را پیش از دیگران کشف کنیم، آن را زودتر از دیگران به بازار خواهیم رساند.

سر چشمه پژوهش همواره نباید درون سازمان باشد تا از آن سودی به دست آید.

شرکتی که نوآوری را زودتر به بازار می­رساند برنده می­شود.

اگر به بهترین شیوه از ایده­های درون و برون سازمانی استفاده کنیم، برنده می­شویم.

باید بر دارایی های فکری خود کنترل داشته باشیم تا رقبا از ایده­های ما سود نبرند.

باید از استفاده دیگران ار دارایی های فکری مان سود ببریم و اگر دارایی های فکری دیگران به پیشبرد مدل کسب و کار ما کمک می­کنند، آنها را نیز بخریم.

نوآوری باز و مدارس

سوال اصلی که باید در ابتدا پرسید این است که مدارس کشور ما سیستم های بسته به حساب می آیند با باز؟ و یا از زاویه دیگر می­توان پرسید رویکرد آموزش و پرورش به مدارس یک رویکرد باز است یا بسته؟ به نظر نگارنده با وجود اینکه در حال حاضر کمتر سازمانی را در جهان می­توان یافت که هنوز یک رویکرد بسته به محیط بیرونی داشته باشد، نظام تعلیم و تربیت در کشور ما هنوز نتوانسته تعامل درستی با محیط اطراف خود داشته باشد و جز سازمان های باز به حساب بیاید. سازمان­های باز با محیط اطراف خود در تعامل دایمی هستند. آیا مدارس ما توانسته اند با دانشگاه­ها، محله­ها، همسایه­ها، شهرداری­ها و ... یک تعامل درست دو طرفه داشته باشند.

وقتی به سیر شکل گیری مدارس در ایران می­نگریم یا زمانی که تاریخچه­ی مدارس مطرح را مورد واکاوی قرار می­دهیم با افراد توانمند و دغدغه­مندی روبرو می­شویم که به واسطه انگیزه های بسیار خاص وارد این عرصه شدند و توانستند تجربیات بسیار خوبی را هم به دست آورند. آنچه در طی این 50 سال گذشته در آموزش و پرورش ما به خصوص در بخش­های خصوصی گذشته است نشان دهنده­ی یک حرکت رو به جلو ولی در جهات مختلف است. عدم ارتباط مدارس با هم در درجه اول و بعد با مراکز پژوهشی مانند دانشگاه­ها از طرف دیگر، حضور کم رنگ اولیا (البته این امور به شدت در حال تغییر است) و در نهایت عدم ارتباط درست مدارس با جامعه، همه و همه باعث شده است که نتوان مدرسه را با عنوان یک سیستم باز به حساب آورد و در بهترین حالت می توان آن را در حال گذار از بسته به باز تصور کرد.

در دنیای فراوانی دانش، مدارس باید خریدار و فروشنده دارایی فکری باشند. از سوی دیگر مدارس می­توانند به جای اختراع دوباره چرخ، از دارایی های فکری دیگران در کسب و کارشان استفاده کنند. حال برای اینکه مدارس بتوانند این گذار را بهتر طی کنند و با آوردن نوآوری باز به درون خود موجب پرورش بهتر آینده سازان میهن عزیزان شوند، محقق با مطالعه کتب و مقالات مختلف توصیه­های زیر را جمع آوری نموده که خوانندگان گرامی می توانند متناسب با نیاز های خود آنها را اولویت بندی نمایند.

  • تعامل با دیگر مدارس در قالب گروه­های تخصصی بین مدرسه­ای

همان طور که مشاهده کردید نوآوری باز به معنای باز کردن درهای مدرسه برای استفاده از تجربه­های دیگران و انتقال تجربیات خودمان به بیرون می باشد. مدارس نوآور به خوبی می­دانند که با رفیقان و رقیبان ناتوان یا کم توان به مرور انگیزیشان را برای انجام کارهای خلاقانه از دست می دهند. آنها به دلایل مختلف انسان دوستانه و یا سازمانی، با شور و علاقه در هر کجا که بتوانند تجربیات خود را در اختیار دوستان و دشمنانشان قرار می دهند و بیشترین لذت را از توانمند شدن فرزندان کشورشان و مطرح شدن نامشان در همه جا می­برند. با این اوصاف یکی از بهترین فعالیت­هایی که می­توان به وسیله آن به صورت منظم و سیستماتیک این تجربیات را منتقل نمود ایجاد گروه­های تخصصی بین مدارس می­باشد.

  • تعامل با مراکز آموزشی خارج از چارچوب وزارت آموزش و پرورش

مدارس پیشرو، صرفا خود را به در دسترس­ترین گزینه­ها محدود نمی­نمایند. آنها پا را فراتر گذاشته و از تجربیات موسسات آموزشی که در سراسر کشور، استفاده می نمایند. استفاده از تجربیات مدارس دیگر کشورها نیز می تواند در این میان مفید باشد.

 

  • افزایش ارتباط با مراکز پژوهشی مانند دانشگاه

مدارس باید به دو علت به سراغ مراکز پژوهشی بروند. اول، استفاده بهتر از نتایج پژوهش­ها و نزدیک­تر شدن پژوهش­های دانشگاهی به نیازهای آموزش و پرورش. دوم، یافتن نقاط قوت و ضعف آموزش و پرورش (با توجه به اینکه خروجی مدارس، ورودی آموزش عالی به حساب می­آید، آموزش عالی می تواند در نقد و بررسی عملکرد مدارس نقش مهمی داشته باشد.) در مراکز صنعتی، سازمانی که در پارادایم نوآوری باز فعال هستند، سرمایه­گذاری زیادی روی پژوهش­های دانشگاهی انجام می­دهند. دیگر زمان پژوهش­های بسته در درون شرکت­ها گذشته است و اگر سازمانی بخواهد در دنیای پر رقابت جدید به خوبی کار کند باید جریان گسترش روز افزون دانش همراه شود. هر چند مراکز آموزشی نگرانی­های این نوع سازمان­ها را ندارند ولی بهتر از هر چه سریع تر، تعلیم و تربیت علمی را جایگزین مدل تجربی آن نمایند.

  • افزایش حضور اولیا در برنامه ریزی و اداره مدارس

باید اذعان کرد که نقش مدارس در تعلیم و تربیت کم رنگ­تر از نقش اولیاست. نمی­توان جریان از تعلیم و تربیت را بدون حضور پررنگ خانواده­ها به سر انجام رساند. با افزایش مدارس غیردولتی و بیشتر شدن نقش مردم در حکومت­ها، مدارس نیز با این جریان مردم سالاری همراه شده و مطالبه­گری خانواده از مدارس افزایش یافته است. در این میان مدارس با دیدگاه­های مختلفی با این مطالبه­گری برخورد می­نمایند. که تعداد کمی از مدارس توانسته­اند امکان انتقال تجربیات مفید اولیا را به درون مدرسه فراهم کرده و با آموزش و هدایت آنها، از پتانسیل بسیار خوب­شان استفاده کنند.

  • تعامل هر چه بیشتر با شورا ها محله، شهرداری ها و حتی همسایگان و کسبه اطراف مدرسه

یکی از خلاها و مشکلات آموزشی ما، عدم پیوند مسایل نظری و علمی با تجربیات عملی می باشد. در کمتر درسی معلمان و مدارس به دنبال فراهم کردن بستر ایجاد تجربیات برای دانش آموزان هستند. لازم است مدارس فراتر از کتاب درسی رفته و با توجه به مقتضیات محیطی اطرافشان، بسترهای برای تفکر، کسب تجربیات و استفاده عملی از مطالب آموخته شده فراهم نمایند. تعامل با شورای محله و شهرداری و ... می­تواند موجب شناخت نیازهای آنها شده و دانش آموزان می­توانند آن را حل یا کم نمانید. حد پایین این تعامل ایجاد دغدغه و انگیزه در افرادی است که قرار است در آینده نقش پررنگی در این جامعه داشته باشند.

  • تشویق معلمان مطالعه و بررسی مقالات، تجربیات و پژوهش های انجام شده در سطح جهان

در جایی می خواندم برای موفقیت در دو شغل باید خلاق بود: معلمی و کار تبلیغات. ارتباط هر ساله­ها معلمان با افراد جدید اعم از دانش آموزان و اولیای آنها باعث می شود که همراه با موارد جدید و تا حدی از متفاوت در ارتباط باشند. حل مسایل جدید و نو هم نیاز به خلاقیت دارد. هر چند متاسفانه هستند معلمانی که به جای 30 سال تجربه با 1 به توان 30 سال تجربه بازنشسته می شوند. معلمان با مطالعه تجربیات دیگران، تجربیات خود را غنا می­بخشند و امکان خطا و اشتباه خود را کم می­کنند. در ضمن آنها می­توانند با نوشتن مقاله و انجام پژوهش­های مختلف، موجب غنای تجربه دیگران شده و تفکرات و تجربیات خود را در مصاف با نقد و تفکرات دیگران قرار دهند.

 

  • افزایش کارهای پژوهشی و گروهی در بین کادر مدارس، دانش آموزان و حتی اولیا با یک برنامه حساب شده و دقیق

مورد کاوی و اقدام پژوهی، نمونه­های نسبتا راحت از پژوهش­هایی است که معلمان و کادر مدرسه می­توانند به وسیله آن تجربیات خود را در چارچوبی علمی سامان داده و به دیگران انتقال دهند. مدارس اگر می­خواهند وارد این عرصه شوند باید حتما برنامه­ریزی خوبی انجام داده و تمام جنبه های کار را ببینند تا افراد انگیزه خود را به مرور زمان از دست ندهند. مشوق­های مختلف که انگیزه لازم را برای ادامه مسیر در افراد ایجاد می نماید، می تواند در این میان بسیار مهم باشد.

  • افزایش فعالیت پژوهشی در بین معلمان به خصوص درس پژوهی

درس پژوهی به معلمان کمک می­کند تا برنامه­ی تدریس موضوعات درسی را عمیق­تر تهیه و به مرحله­ی اجرا در آورند. درس پژوهی یک فرآیند گروهی است که در طی آن معلمان موضوع خاصی از برنامه درسی را بر می­گزینند و آن را به عنوان واحد کار طراحی، اجرا و ارزیابی می­نمایند و از محصول آن در تدریس بهتر استفاده می­برند. یعنی یکی از اعضا برنامه را اجرا و دیگران در جهت نیل به الگوی مشترک آن را نقد و اصلاح می­کنند. در این رویکرد، معلمان با حضور در گروه­های کوچک با تشریک مساعی و با شرکت در جلسات هم­اندیشی پیرامون اهداف و محتوای دروس، به یک برنامه­ی مقدماتی برای تدریس دست می­یابند. سپس با مشاهده­ی اجرای برنامه و نقد آن، فرصتی برای رشد حرفه­ای خود مهیا می­سازند. معلمان از طریق درس پژوهی یاد می­گیرند که چگونه از یکدیگر بیاموزند و در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر سهیم شوند. همچنین با باز اندیشی در رفتارهای آموزشی خود، راه­های بهتری برای تدریس می­یابند. درس پژوهی، علاوه بر یادگیری دسته جمعی، چرخ عمل کایزن[1] نیز محسوب می­شود.

  • ایجاد رقابت های سازنده و سالم در بین مدارس، معلمان و دانش آموزان

رقابت اگر به درستی تعریف شده باشد، می تواند در عین حال که انگیزه­های کافی را در افراد بیدار می­کند، موجب اعتلای کل سیستم نیز بشود.

محمد صادق شیرازی

نگارش اول: تیر 1400

 

[1]  برنامه، عمل، بازبینی و بازاندیشی برای بهبود مستمر

فایل های ضمیمه شده

لطفا نظرات ارزشمند خود را در کادر زیر وارد نمایید